ادامه ی خبر:

ریزمحیط تومور و خودسازماندهی سلول‌ها؛ کلید فهم پیشرفت و درمان موثر سرطان

دکتر حبیب ذره‌دار، متخصص سل و بیماری‌های ریوی دانشگاه علوم پزشکی تبریز، با اشاره به اهمیت روزافزون «ریزمحیط تومور»‌(TME) در پژوهش‌های سرطان اظهار کرد: امروزه ریزمحیط تومور به‌عنوان یکی از عوامل کلیدی در شروع، رشد، تهاجم، متاستاز و حتی مقاومت دارویی سرطان شناخته می‌شود.

وی افزود: درک سرطان بدون توجه به تعاملات پیچیده میان سلول‌های توموری و محیط اطراف آن‌ها، تحلیلی ناقص و غیرکاربردی خواهد بود.

وی درباره مطالعه‌ای با عنوان «ریزمحیط تومور و خودسازماندهی سرطان به‌عنوان عاملی حیاتی در درک سرطان؛ مروری بر پیشرفت‌ها و کاربردهای اخیر» توضیح داد: در این طرح پژوهشی، تعاملات پویا و فرایند خودسازماندهی میان سلول‌های تومور و اجزای اطراف آن‌ها شامل ماتریکس خارج‌سلولی، سلول‌های ایمنی و مسیرهای سیگنالینگ سیتوکینی مورد بررسی قرار گرفته است تا نشانگرهای پیش‌آگهی جدید و اهداف درمانی نوین شناسایی شود.

به گفته وی، تمرکز بر این شبکه پیچیده ارتباطی می‌تواند افق‌های تازه‌ای در فهم سازوکار پیشرفت سرطان ایجاد کند.

ذره‌دار با تاکید بر کاربردهای عملی این یافته‌ها خاطرنشان کرد: نتایج این مطالعه می‌تواند به پزشکان در انتخاب و طراحی درمان‌های موثرتر، به سیاست‌گذاران حوزه سلامت در به‌روزرسانی راهنماهای درمانی و اولویت‌گذاری طرح‌های پژوهشی، و به جامعه در درک بهتر اهمیت پیشگیری، غربالگری و سبک زندگی سالم کمک کند.

وی افزود: شواهد اخیر نشان می‌دهد مداخلاتی که فرایند خودسازماندهی ریزمحیط تومور را مختل می‌کنند، قادرند مقاومت دارویی را کاهش داده و اثربخشی درمان‌های متداول سرطان را افزایش دهند.

حبوبات و فیبر؛ کلید افزایش آنزیم محافظ عروق و پیشگیری از بیماری قلبی

فاطمه حامدی کلجاهی، متخصص تغذیه بالینی، با اشاره به نقش آنزیم پاراکسوناز-۱ (PON1) در محافظت از عروق در برابر تصلب شرایین اظهار کرد: این آنزیم به‌عنوان یکی از عوامل دفاعی بدن در برابر استرس اکسیداتیو شناخته می‌شود و شواهد نشان می‌دهد الگوی تغذیه می‌تواند بر سطح یا فعالیت آن تاثیرگذار باشد.

وی افزود: با توجه به شیوع بالای بیماری عروق کرونر قلب، بررسی عوامل تغذیه‌ای مرتبط با این آنزیم می‌تواند در پیشگیری و کنترل بیماری اهمیت داشته باشد.

وی درباره پژوهشی با عنوان «ارتباط مصرف حبوبات و فیبر غذایی با سطح سرمی آنزیم پاراکسوناز ۱ در افراد مبتلا به تنگی عروق کرونر» توضیح داد: این مطالعه به‌صورت مقطعی روی ۱۰۲ بیمار مبتلا به بیماری عروق کرونر و ۶۰ فرد سالم انجام شد. تشخیص بیماری از طریق آنژیوگرافی و ارزیابی رژیم غذایی با استفاده از پرسش‌نامه فرکانس غذایی صورت گرفت. نتایج نشان داد میزان مصرف چربی‌ها، عدس و فیبرهای غذایی در بیماران کمتر از افراد سالم بوده است.

حامدی کلجاهی با اشاره به یافته‌های آماری این تحقیق گفت: هر واحد افزایش در مصرف پروتئین، فیبرهای محلول و نامحلول به‌ترتیب با کاهش ۴، ۸۲ و ۳۵ درصدی احتمال ابتلا به بیماری عروق کرونر همراه بود. همچنین مصرف بالاتر کربوهیدرات با کاهش سطح آنزیم PON1 ارتباط داشت، در حالی که دریافت بیشتر چربی‌های مناسب و عدس با افزایش سطح این آنزیم همراه بود.

وی تاکید کرد: این نتایج اهمیت انتخاب‌های غذایی سالم، به‌ویژه مصرف حبوبات و فیبر کافی را در ارتقای سلامت قلب و عروق برجسته می‌کند.

بررسی ارتباط بین گرسنگی هدونیک و اعتیاد به غذا: مرور نظام مند و متاآنالیز مطالعات مشاهده‌ای
دکتر رضا مهدوی از کمیته تحقیقات و فناوری دانشجویی اظهارکرد:  نتایج تیم تحقیقاتی ما نشان داد که میان گرسنگی هدونیک و اعتیاد به غذا رابطه‌ای مثبت و معنادار وجود دارد؛ این ارتباط در میان زنان و مردان یکسان بوده و به حجم نمونه نیز وابسته نیست.»

وی با اشاره به اهمیت این یافته افزود: اگرچه مطالعه حاضر از نوع علت و معلولی نیست، اما طبق مکانیسم‌های علمی شناخته‌شده، پیشرفت گرسنگی هدونیک می‌تواند زمینه‌ساز اعتیاد به غذا شود.

به گفته این پژوهشگر، چنانچه نتایج مشابه در مطالعات طولی آتی تایید شود، راهکارهای کنترل گرسنگی هدونیک باید به عنوان گام کلیدی در پیشگیری از اعتیاد غذایی و چاقی مورد توجه نهادهای سلامت عمومی قرار گیرد. او تاکید کرد: آموزش رفتارهای تغذیه‌ای سالم، مداخلات روانی – رفتاری و طراحی برنامه‌های بازدارنده می‌تواند نقش موثری در مهار این چرخه معیوب ایفا کند.

دکتر رضا مهدوی در خاتمه گفت: این پژوهش یکی از نخستین مطالعات ایرانی است که رابطه میان خوردن لذت‌محور و وابستگی غذایی را با رویکرد تحلیلی بررسی کرده است. نتایج این تحقیق نشان می‌دهد کنترل انگیزه‌های غیر فیزیولوژیک در خوردن، می‌تواند به صورت مستقیم در کاهش شیوع چاقی و اختلالات تغذیه‌ای موثر باشد.

مصرف شنبلیله، عامل موثر در بهبود شاخص‌های دیابت نوع ۲

 دکتر مهدیه عباسعلی‌زاد فرهنگی عضو مرکز تحقیقات پزشکی مولکولی دانشگاه گفت: نتایج قابل‌توجهی درباره تاثیر شنبلیله به عنوان یک مکمل گیاهی سنتی بر بیماران مبتلا به دیابت نوع ۲ به‌دست آمده است. این پژوهش با مرور و تحلیل داده‌های ۱۹ مطالعه بالینی معتبر، نشان می‌دهد که مصرف شنبلیله می‌تواند به‌طور معناداری شاخص‌های گلیسمی و پروفایل لیپیدی بیماران دیابتی را بهبود بخشد.

دکتر عباسعلی‌زاد فرهنگی در گفتگودر ادامه بیان کرد: در تحلیل انجام‌شده، شنبلیله منجر به کاهش چشمگیر در قند خون ناشتا، هموگلوبین A1C، کلسترول تام و LDL سرم شد. این یافته‌ها بیانگر ظرفیت بالای این گیاه دارویی در بهبود کنترل قند خون و سلامت متابولیک بیماران دیابتی است.

وی افزود: با وجود آن‌که برخی مطالعات پیشین نتایج ناهماهنگی گزارش کرده بودند، تجمیع داده‌ها در این متاآنالیز نشان می‌دهد که اثر شنبلیله بر شاخص‌های متابولیک بیماران دیابتی از نظر آماری قابل اطمینان است.»

وی در خاتم گفت: این پژوهش به عنوان یکی از جامع‌ترین مرورهای نظام‌مند در زمینه اثرات شنبلیله، نشان می‌دهد که این گیاه بومی می‌تواند در بهبود شاخص‌های قند خون و چربی بیماران مبتلا به دیابت نوع ۲ موثر باشد. این یافته‌ها می‌تواند در سیاست‌گذاری‌های حوزه طب مکمل و پیشگیری از عوارض متابولیک ناشی از دیابت مورد توجه قرار گیرد.

مشکلات بارداری از عوامل کلیدی خطر در بروز فلج مغزی کودکان

دکتر عزیزه فرشباف خلیلی عضو هیئت علمی مرکز تحقیقات طب فسیزیکی و توانبخشی، در این نشست در خصوص پژوش خود گفت: نتایج مهمی درباره عوامل خطر و اختلالات همراه فلج مغزی (Cerebral Palsy) در کودکان زیر سه سال منتشر شد. این مطالعه مورد ـ شاهدی با بررسی ۴۶ کودک مبتلا به فلج مغزی و ۱۷۵ کودک سالم هم‌سن، تصویری جامع از الگوی درگیری، نوع اختلال و زمینه‌های خطر این بیماری ارائه کرده است.

به گفته دکتر فرشباف خلیلی، فلج مغزی اسپاستیک با شیوع ۸۲.۹ درصد، شایع‌ترین نوع این اختلال بود و بیشترین فرم درگیری نیز مربوط به چهاراندام (۵۴.۳ درصد) گزارش شد. همچنین، شدت اختلال عملکردی در ۳۹.۳ درصد موارد در سطوح شدید (۴ و ۵) قرار داشت.»

وی افزود: کودکان مبتلا علاوه بر مشکلات حرکتی، در ابعاد تکاملی نیز تاخیر محسوسی داشتند؛ از جمله در حرکات درشت (۸۲.۹ درصد)، حل مسئله (۶۸.۶ درصد)، مهارت‌های فردی–اجتماعی (۶۵.۷ درصد)، حرکات ریز (۶۰ درصد) و ارتباطات (۵۴.۳ درصد).

دکتر عزیزه فرشباف خلیلی با اشاره به بار بالای این بیماری در نظام سلامت گفت: لج مغزی یکی از شایع‌ترین اختلالات حرکتی و وضعیتی دوران کودکی است و توجه جدی به سلامت مادران در دوران بارداری می‌تواند نقشی حیاتی در پیشگیری از آن ایفا کند.»

نتایج این مطالعه می‌تواند زمینه‌ساز ارتقای برنامه‌های غربالگری و مراقبت‌های دوران بارداری و همچنین توسعه کلینیک‌های ویژه توانبخشی کودکان مبتلا به CP در بیمارستان‌های آموزشی کشور باشد.

محیط کاری تاکید دارد تا بار سنگین اخلاقی ناشی از مواجهه با مراقبت‌های پرفشار و کم‌تاثیر کاهش یابد

دکتر پروین رحمانی از کمیته تحقیقات و فناوری دانشجویی در خصوص این پژوهش گفت:  در راستای ارزیابی تاثیر شرایط بحرانی پاندمی کووید-۱۹ بر منابع انسانی حوزه سلامت، نتایج مطالعه‌ای توسط دکتر پروین رحمانی، بُعد جدیدی از چالش‌های حرفه‌ای پرستاران را آشکار ساخته است. این تحقیق با هدف بررسی درک پرستاران از مفهوم «مراقبت بیهوده» (Futility Care) و ارتباط آن با تاب‌آوری (Resilience) و قصد ترک خدمت (Turnover Intention) در دوران پاندمی انجام شد.

دکتر رحمانی در تشریح یافته‌ها توضیح داد: در شرایطی که منابع بالینی محدود بود و کارکنان درمانی تحت فشار شدید روانی قرار داشتند، متاسفانه سطح درک پرستاران از مراقبت بیهوده در سطح بالایی قرار داشت. این امر نشان‌دهنده مواجهه مکرر آن‌ها با شرایطی بود که احساس می‌کردند مداخلاتشان فاقد اثر درمانی مثبت است.»

وی افزود: در این مطالعه، قصد ترک خدمت پرستاران در سطح متوسط و تاب‌آوری آن‌ها نیز در سطح متوسط ارزیابی شد. اما نکته کلیدی یافته‌ها در رابطه بین این متغیرهاست: بین درک پرستاران از مراقبت بیهوده و تاب‌آوری، یک رابطه معکوس معنادار مشاهده شد؛ به این معنا که هرچه پرستار بیشتر احساس می‌کرد مراقبتش بیهوده است، توانایی او برای تاب‌آوری کمتر می‌شد. همچنین، رابطه مستقیم میان درک مراقبت بیهوده و قصد ترک خدمت وجود داشت؛ یعنی افزایش درک از بیهودگی درمان، مستقیماً قصد فرد برای ترک شغل را افزایش می‌داد.

 اثبات توانایی AdipoRon در بهبود علائم حرکتی و محافظت سلولی، فصل جدیدی در تحقیقات پارکینسون را با تمرکز بر درمان‌های میتوکندریایی گشوده است.

دکتر گیسو محدث از مرکز تحقیقات کاربردی دارویی، در خصوص پژوهش خود گفت:  بیماری پارکینسون، با تخریب پیشرونده نورون‌های تولیدکننده دوپامین در مغز، به عنوان یکی از چالش‌برانگیزترین اختلالات عصبی شناخته می‌شود. یافته‌های جدیدی از سوی محققان دانشگاه علوم پزشکی تبریز، امید تازه‌ای برای درمان این بیماری ایجاد کرده است.

انجام شده است، بر نقش محوری اختلال عملکرد میتوکندری در پاتوژنز پارکینسون تمرکز دارد. این اختلال منجر به استرس اکسیداتیو و آسیب سلولی در نورون‌های حیاتی جسم سیاه می‌شود.

دکتر محدث در خصوص نتایج کلیدی پژوهش خود اظهار داشت: ما دریافتیم که تجویز داخل بینی ترکیب AdipoRon می‌تواند یک رویکرد درمانی موثر باشد. این ترکیب مولکولی با هدف بهبود عملکرد میتوکندری‌ها طراحی شده و توانست از نورون‌های دوپامینرژیک در برابر آسیب‌های ناشی از پارکینسون محافظت کند.

دکتر محدث تاکید کرد که این تحقیق بر اهمیت حفظ تعادل انرژی سلولی و فعال‌سازی مسیرهای مولکولی مرتبط با عملکرد میتوکندری، به ویژه در مراحل اولیه بیماری، صحه می‌گذارد. و  این رویکرد درمانی که مستقیماً به ریشه سلولی مشکل می‌پردازد، می‌تواند در توسعه نسل جدیدی از داروها برای کند کردن یا توقف پیشرفت تخریب عصبی در بیماران پارکینسون نقش اساسی ایفا کند. 

رژیم غذایی غنی از آنتی‌اکسیدان و DASH با کاهش خطر ابتلا به کووید-۱۹ مرتبط است

دکتر محمد علی زاده  عضو هیئت علمی دانشکد تغذیه در خصوص پژوهش خود گفت:  در این مطالعه مورد-شاهدی بر روی ١٢٠ بزرگسال بستری شده، ارتباط بین رژیم غذایی و کووید-١٩ بررسی شد. محققان ظرفیت کل آنتی‌اکسیدانی رژیم غذایی (TAC) و پایبندی به رژیم DASH شرکت‌کنندگان را ارزیابی کردند.

وی افزود: نتایج نشان داد افرادی که TAC غذایی و نمرات DASH بالاتری داشتند، شانس کمتری برای ابتلا به کووید-١٩ داشتند. اگرچه این رژیم‌های غذایی سالم‌تر با سطوح پایین‌تر نشانگر التهابی CRP مرتبط بودند، اما ارتباط با شدت بیماری یا سایر نشانگرهای اندازه‌گیری شده (TMPRSS-2) یافت نشد..

دکتر علیزاده در خاتمه گفت"این مطالعه نشان می‌دهد که رژیم‌های غذایی غنی از آنتی‌اکسیدان و مشابه DASH ممکن است در برابر عفونت کووید-١٩ محافظت‌کننده باشند.   

امکان توسعه آزمایش خونی دقیق برای تشخیص زودهنگام سرطان روده بزرگ فراهم شد

دکتر ندا گیلانی از دانشکده تغذیه، در خصوص پژوهش خود بیان کرد: نتایج این پژوهش نشان داد که تحلیل الگوهای بیان میکرو‌آران‌ای در خون با استفاده از مدل‌های هوش مصنوعی می‌تواند سرطان کولورکتال را با دقت بالای ۹۵ درصد تشخیص دهد. این روش، غیرتهاجمی و سریع بوده و می‌تواند جایگزین مناسبی برای غربالگری پرهزینه یا روش‌های تهاجمی فعلی مانند کولونوسکوپی باشد.

وی در خاتمه گفت: پیشنهاد می‌شود مراکز سیاست‌گذار حوزه سرطان در کشور از این نتایج برای توسعه برنامه‌های ملی غربالگری مبتنی بر نشانگرهای زیستی بهره گیرند.

بررسی تاثیر هم افزایی ماده کرایسین بر مرگ ایمنوژنیک القا شده توسط اشعه درمانی در رده سلولی ملانوما

دکتر سهیلا منتظر صاحب از مرکز تحقیقات پزشکی مولکولی در خصوص پژوهش خود گفت: کرایسین، که به دلیل خواص ضدسرطانی شناخته شده است، در این مطالعه برای ارزیابی نقش آن در القای مرگ سلولی ایمنوژنیک (Immunogenic Cell Death - ICD) و تشدید پاسخ ایمنی ناشی از پرتودرمانی مورد آزمایش قرار گرفت.

دکتر منتظر صاحب در توضیح نتایج اظهار داشت: یافته‌های ما نشان داد که ترکیب درمانی کرایسین و پرتو، به طور قابل ملاحظه‌ای برتری خود را نسبت به هر یک از روش‌های تک درمانی نشان داد. این ترکیب موجب کاهش چشمگیر زنده مانی سلول‌ها و افزایش مرگ سلولی برنامه‌ریزی شده گردید.»

دکتر منتظر صاحب در خاتمه بیان کرد: : «کرایسین پتانسیل قوی برای القای مرگ سلولی ایمنوژنیک و تشدید ایمنی‌زایی ناشی از اشعه درمانی دارد. بر اساس این یافته‌های قابل قبول، قویاً پیشنهاد می‌گردد که از ترکیب کرایسین همراه با اشعه درمانی در پروتکل‌های درمانی ملانوما استفاده شود.»

پرداخت یارانه‌های انرژی با توجه به اثرات بهداشتی و زیست‌محیطی آن باید اصلاح گردند؛ ضرورت خروج از ملاحظات سیاسی برای توسعه پایدار

دکتر حسن تقی‌پورعضو هیئت علمی مرکز تحقیقات سلامت و محیط زیست دانشگاه، با تاکید بر اینکه انرژی مهم‌ترین پیش‌نیاز توسعه و فعالیت‌های اقتصادی و اجتماعی هر کشوری است، تصریح کرد که تداوم رویه فعلی در پرداخت یارانه‌های انرژی و متعاقباً مصرف بی‌رویه آن، کشور را با چالش‌های جدی زیست‌محیطی، بهداشتی و اقتصادی مواجه ساخته است.

به گفته ایشان، مصرف غیربهینه انرژی، پیامدهایی نظیر آلودگی شدید هوا و آسیب‌های بهداشتی و اقتصادی برای جامعه به همراه داشته که نیازمند مداخله فوری است.

وی افزود: نتایج یک مطالعه جامع در این زمینه، لزوم اصلاح ساختار پرداخت یارانه‌های انرژی را اثبات می‌کند. دکتر تقی‌پور اظهار داشت: «اصلاح این ساختار می‌تواند منابع مالی عظیمی را آزاد سازد که در صورت مدیریت کارآمد، مستقیماً باید به سمت ارتقای زیرساخت‌های حیاتی کشور هدایت شوند.»

این عضو هیئت علمی خاطرنشان کرد: از جمله اولویت‌های تخصیص منابع پس از اصلاح یارانه‌ها، مواردی چون ارتقای خدمات بهداشتی و درمانی، توسعه آموزش، گسترش حمل‌ونقل عمومی و سرمایه‌گذاری در انرژی‌های تجدیدپذیر برشمرده شده است.

وی با ابراز امیدواری گفت: این اقدام نه تنها برای کنترل روند افزایشی مصرف انرژی و رفع مشکل ناترازی انرژی در کشور حیاتی است، بلکه تاثیر مستقیمی بر بهبود شاخص‌های بهداشتی و زیست‌محیطی، به‌ویژه کاهش آلودگی هوا خواهد داشت.

دکتر تقی‌پور در پایان سخنان خود تاکید کرد: لذا پیشنهاد می‌گردد اصلاح روند کنونی، فارغ از مسائل سیاسی و با دیدگاهی ملی و بلندمدت، در اسرع وقت مورد توجه و اجرا قرار گیرد تا از آسیب‌های آتی به سلامت مردم و اقتصاد کشور جلوگیری شود.

هیدروژل‌های ماتریکس خارج سلولی، حامل‌های هوشمند برای انتقال سلول‌های بنیادی مزانشیمی در بازسازی بافت

دکتر یوسف جوادزاده عضو هیئت علمی دانشکده دندانپزشکی گفت:  در سال‌های اخیر استفاده از سلول‌های بنیادی مزانشیمی (MSCs) در حوزه پزشکی بازساختی و ترمیم بافت، به‌طور قابل‌توجهی افزایش یافته است. این سلول‌ها به دلیل توانایی تمایز به انواع سلول‌های بافتی، گزینه‌ای کلیدی برای درمان آسیب‌های پیچیده محسوب می‌شوند.

با این حال، به گفته دکتر یوسف جوادزاده، روش‌های تحویل سیستمیک سلول‌های بنیادی مزانشیمی با چالش‌هایی جدی مانند بقای ضعیف سلولی، انتشار محدود سلول‌ها و تاثیر منفی ریزمحیط‌های متخاصم روبه‌رو است.

وی در توضیح راهکارهای نوین در این زمینه افزود: یکی از رویکردهای امیدبخش در جهت رفع این موانع، بهره‌گیری از هیدروژل‌های ماتریکس خارج سلولی سلول‌زدایی‌شده (dECM Hydrogel) است که به عنوان یک حامل ابتکاری و زیست‌سازگار عمل می‌کند. این هیدروژل طبیعی قادر است سلول‌های بنیادی را از اثرات مخرب محیط اطراف محافظت کند، محلی‌سازی و نگهداری سلول‌ها در محل تزریق را تسهیل نماید و به شکل موثری موجب افزایش زنده‌مانی آنها شود.

دکتر جوادزاده با اشاره به مزایای بیولوژیکی این سامانه افزود: «هیدروژل‌های dECM دارای ایمنی‌زایی و سمیت سلولی پایین، زیست‌سازگاری بالا و قابلیت شبیه‌سازی ساختار و عملکرد ماتریکس خارج سلولی طبیعی (ECM) هستند؛ ویژگی‌هایی که آن‌ها را برای کاربرد در مهندسی بافت ایده‌آل می‌سازد.»

به گفته وی، ترکیب این هیدروژل‌ها با سایر اجزاء همچون پروتئین‌ها و پلی‌ساکاریدها در قالب هیدروژل‌های هیبریدی، می‌تواند خواص مکانیکی و بیولوژیکی ماتریکس را بهبود دهد و در نتیجه، بازسازی بافت را به شکل موثرتری رقم زند.

جوادزاده در خاتمه گفت: تحقیقات اخیر نشان می‌دهد که استفاده از هیدروژل‌های ماتریکس خارج سلولی سلول‌زدایی‌شده به عنوان حامل سلول‌های بنیادی مزانشیمی، راهکاری کاربردی و ایمن برای بازسازی بافت‌های آسیب‌دیده محسوب می‌شود و می‌تواند فصل تازه‌ای در درمان‌های مبتنی بر سلول رقم بزند.

سلول‌های بنیادی آندوتلیال؛ رویکردی نوین برای کاهش آسیب‌های قلبی در بیماری‌های ایسکمیک

دکتر رضا رهبر قاضی از دانشکده علوم نوین با اشاره به اینکه بیماری‌های قلبی عروقی به‌ویژه بیماری‌های ایسکمیک قلبی یکی از چالش‌های مهم حوزه بالینی و درمانی محسوب می‌شوند، اظهار داشت: در سال‌های اخیر، بهره‌گیری از فناوری‌های سلولی و سلول‌های بنیادی امیدهای تازه‌ای برای درمان بیماری‌های صعب‌العلاج، از جمله بیماری‌های قلبی، ایجاد کرده است.

به گفته وی، نتایج یک مطالعه انجام‌شده نشان داد که استفاده از سلول‌های بنیادی آندوتلیال در مدل‌های تجربی جوندگان مبتلا به بیماری ایسکمیک قلبی، منجر به بهبود عملکرد قلب، کاهش فیبروز در ناحیه آسیب‌دیده و افزایش تشکیل رگ‌های جدید (رگ‌زایی) می‌شود.

او افزود: «تزریق مستقیم سلول‌های بنیادی آندوتلیال به بافت قلبی مبتلا به ایسکمی، موجب کاهش عوارض قلبی، ترمیم بافت آسیب‌دیده و افزایش قابل توجه برون‌ده قلبی شده است.»

رهبرقاضی در خاتم گفت: پژوهش حاضر نشان می‌دهد که سلول‌های بنیادی آندوتلیال می‌توانند از طریق القای فرآیند رگ‌زایی و ترمیم بافت، در بهبود بیماری‌های ایسکمیک قلبی نقش موثری ایفا کنند. این یافته‌ها می‌تواند زمینه‌ساز توسعه درمان‌های مبتنی بر سلول در اختلالات قلبی و کاهش مرگ‌ومیر ناشی از بیماری‌های عروقی در آینده باشد.

ارزیابی اثربخشی داروی گیاهی ویتاگنوس بر گرگرفتگی یائسگی در زنان ایرانی

دکتر پروانه قهرمانی‌نسب از کمیته تحقیقات و فناوری دانشجویی با اشاره به اینکه گرگرفتگی یائسگی یکی از رایج‌ترین شکایات زنان در دوران یائسگی است، اظهار داشت: در سال‌های اخیر، به دلیل نگرانی از عوارض جانبی هورمون‌درمانی، استفاده از داروهای گیاهی نظیر ویتاگنوس (پنج‌انگشت) مورد استقبال بیشتری قرار گرفته است.

وی توضیح داد که مطالعه مروری اخیر با هدف بررسی اثر ویتاگنوس بر علائم گرگرفتگی و ارزیابی ایمنی مصرف آن در زنان ایرانی انجام شده است. به گفته او، بررسی پنج مطالعه کارآزمایی بالینی تصادفی نشان داد که استفاده از ویتاگنوس طی ۸ هفته موجب کاهش معنی‌دار علائم گرگرفتگی شده است، و در سه مطالعه شبه‌تجربی، این کاهش در مدت چهار هفته مشاهده گردید.

دکتر قهرمانی‌نسب توضیح داد: «هرچند نتایج این مرور سیستماتیک نشان می‌دهد که ویتاگنوس ممکن است در تسکین گرگرفتگی زنان یائسه ایرانی موثر باشد، اما به علت نبود داده‌های متاآنالیز و محدودیت حجم نمونه‌ها، شواهد کافی برای قضاوت قطعی در مورد اثربخشی بالینی دارو وجود ندارد.»

وی در خاتمه گفت: این پژوهش لزوم انجام مطالعات بالینی گسترده‌تر و متاآنالیزهای دقیق‌تر را برای تایید ایمنی و اثربخشی داروی گیاهی ویتاگنوس در درمان گرگرفتگی یائسگی میان زنان ایرانی مورد تاکید قرار می‌دهد.

اندازه‌گیری تجربی و مدل‌سازی ریاضی محلولیت پاراستامول در مخلوط‌های NMP و آب

دکتر ابوالقاسم جویبان عضو هیئت علمی مرکز تحقیقات آنالیز دارویی  با اشاره به اینکه محلولیت یکی از پارامترهای کلیدی در کشف و توسعه داروها است، بیان کرد: شناخت دقیق رفتار محلولیت مواد دارویی در مخلوط‌های حلالی مختلف، نقشی اساسی در مراحل طراحی، فرمولاسیون و بهینه‌سازی دارو دارد.

وی افزود که در این پژوهش، محلولیت داروی استامینوفن (پاراستامول) در مخلوط‌های N-متیل-۲-پیرولیدون (NMP) و آب با استفاده از روش تجربی شیک-فلاسک در بازه دمایی ۲۹۳٫۲ تا ۳۱۳٫۲ کلوین اندازه‌گیری شد.

در ادامه، داده‌های به‌دست‌آمده با مدل‌های ریاضی مختلف برای پیش‌بینی محلولیت دارو در ترکیب‌های مختلف حلالی و در دماهای متغیر ارزیابی گردیدند.

جوبیان خاطنشان کرد: نتایج مطالعه نشان داد که در تمامی دماهای بررسی‌شده، مقادیر محلولیت تجربی با داده‌های مدل‌سازی‌شده همخوانی بسیار خوبی دارند، که موید اعتبار بالای مدل‌های پیشنهادی است.

وی در خاتمه گفت: این تحقیق علاوه بر ارائه داده‌های دقیق در مورد محلولیت پاراستامول، قابلیت بالای مدل‌های ریاضی توسعه‌یافته توسط دکتر جویبان را برای پیش‌بینی رفتار ترمودینامیکی داروها در محیط‌های مخلوط حلالی نشان می‌دهد. یافته‌های این پژوهش می‌تواند به طراحی فرمولاسیون‌های پایدار و کارآمدتر دارویی کمک کند.

رابطه بین شکستگی استخوان ترقوه و آسیب‌های ریوی و قفسه سینه در بیماران دچار تروما

دکتر فرزاد رحمانی  فوق تخصص طب اورژانس و استاد دانشگاه علوم پزشکی تبریز با تاکید بر اینکه درد شانه و بویژه درد در ناحیه روی استخوان ترقوه می‌تواند نشانه‌ای از آسیب‌های جدی‌تر در قفسه سینه و ریه‌ها باشد، گفت:

«در بیماران دچار ضربه (تروما)، به‌ویژه آن‌هایی که دچار شکستگی استخوان ترقوه هستند، باید احتمال وجود آسیب‌های همزمان در داخل قفسه سینه و ریه‌ها جدی گرفته شود.»

وی افزود: ارزیابی‌های دقیق شامل معاینه فیزیکی کامل و تصویربرداری هدفمند از قفسه سینه باید از همان مرحله اورژانس پیش‌بیمارستانی آغاز و در اورژانس بیمارستانی تکمیل گردد، تا از بروز موارد عدم تشخیص آسیب‌های حیاتی و تهدیدکننده زندگی جلوگیری شود.

نتایج این مطالعه نشان داد که در بیماران دچار تروما، احتمال بروز آسیب‌های درون‌قفسه‌ای و ریوی در حضور شکستگی استخوان ترقوه به‌طور معنی‌داری بیشتر است.

دکتر رحمانی تاکید کرد: توجه ویژه به درد شانه و شکستگی ترقوه در بیماران چندآسیبی می‌تواند نقش حیاتی در تشخیص زودرس آسیب‌های ریوی و پیشگیری از عوارض تهدیدکننده داشته باشد. این یافته می‌تواند منجر به بهبود کیفیت مدیریت بیماران تروما در اورژانس گردد.

چالش جهانی بقای نگرش مثبت نسبت به ختنه زنان؛ نیاز به مداخلات فرهنگی-آموزشی موثر

دکتر لیلا جهانگیری – پژوهشگر حوزه سلامت اجتماعی و حقوق زنان گفت:  نتایج تحقیقات جهانی نشان می‌دهد که با وجود تلاش‌های مستمر بین‌المللی برای ریشه‌کن کردن عمل ختنه زنان (FGM/C)، همچنان نزدیک به نیمی از جمعیت جهان تمایل به انجام این عمل دارند. این یافته‌ها نشان‌دهنده شکاف عمیق بین سیاست‌گذاری‌های ممنوعیت و باورهای فرهنگی-اجتماعی ریشه‌دار است.

وی افزود: بررسی‌های انجام شده حاکی از آن است که در سال‌های اخیر، تغییر معناداری در نگرش عمومی نسبت به این عمل مشاهده نشده است، که این امر نگرانی‌های عمده‌ای را برای متخصصان حوزه بهداشت و درمان در سراسر جهان ایجاد کرده است.

نقش زنان ختنه شده به عنوان سفیران تغییر: در این راستا، پژوهش تاکید می‌کند که زنان ختنه شده می‌توانند نقش تعیین‌کننده‌ای در توقف این چرخه داشته باشند. توانمندسازی این گروه از زنان برای تبدیل شدن به سفیران آموزشی و فرهنگی، کلید اصلی برای تسهیل گفتمان‌های اجتماعی و سوق دادن جامعه به سوی توقف کامل ختنه زنان خواهد بود.

وی در خاتمه گفت: ادامه مقاومت فرهنگی در برابر ممنوعیت ختنه زنان، مستلزم تقویت برنامه‌های آموزشی هدفمند و استفاده از ظرفیت جوامع محلی، به‌ویژه زنانی که مستقیماً تحت تاثیر این عمل قرار گرفته‌اند، برای پیشبرد تغییرات پایدار است.

شیوع قابل توجه انگل‌های کریپتوسپوریدیوم و میکروسپوریدیا در بیماران HIV؛ ضرورت توسعه روش‌های تشخیصی دقیق و کم‌هزینه

احسان احمدپور پژوهشگر شاغل در مرکز تحقیقات بیمهاریهای عفونی و گرمسیری دانشگاه، در خصوص پژوهش خود گفت: انگل‌های روده‌ای کریپتوسپوریدیوم (Cryptosporidium) و میکروسپوریدیا (Microsporidia) به طور قابل توجهی در میان بیماران دارای نقص ایمنی، به‌ویژه مبتلایان به ویروس نقص ایمنی انسانی (HIV)، شیوع دارند. این عوامل بیماری‌زا می‌توانند با آلوده کردن پرزهای روده، منجر به اسهال مزمن، سوء جذب و کاهش شدید کیفیت زندگی در این بیماران شوند.

وی افزود: در این تحقیق که بر روی ۱۰۰ نمونه بررسی شد، مقایسه‌ای میان روش‌های تشخیصی مرسوم و مولکولی صورت گرفت و تایج حاکی از آن است که اگرچه روش‌های میکروسکوپی آلودگی را به میزان بالایی نشان می‌دهند، تفاوت‌های آماری در شناسایی هر دو انگل مشاهده شده است که اهمیت استفاده از روش‌های مولکولی را در کنار روش‌های سنتی گوشزد می‌کند.

دکتر احمدپور در خاتمه گفت: با توجه به شیوع بالا و خطرناک بودن این عفونت‌ها در جمعیت‌های آسیب‌پذیر، این تحقیق بر نیاز فوری به بررسی‌های گسترده‌تر و توسعه روش‌های تشخیصی ارزان‌تر و در عین حال دقیق‌تر تاکید می‌کند. دستیابی به تشخیص سریع و مطمئن برای بهبود نتایج بالینی و کاهش مرگ و میر در این گروه از بیماران حیاتی است.

وزیکول‌های لیپیدی مغناطیسی: راهکاری نوین برای تشخیص و دارورسانی هدفمند همزمان در سیستم عصبی مرکزی

سارا سلاطین – پژوهشگر مرکز تحقیقات علوم اعصاب ، گفت: در راستای توسعه نسل جدید درمان‌های سرطان و بیماری‌های سیستم عصبی مرکزی (CNS)، پژوهش اخیر بر کاربرد نوآورانه وزیکول‌های لیپیدی (Lipid Vesicles) که با نانوذرات مغناطیسی تقویت شده‌اند، تمرکز کرده است.

وی افزود: این سیستم‌های نانوحامل پیشرفته قادرند به‌طور همزمان نانوذرات مغناطیسی و ترکیبات دارویی مورد نیاز را در ساختار خود بارگیری کنند. قابلیت کلیدی این وزیکول‌ها، امکان هدایت فعال آن‌ها تحت میدان مغناطیسی خارجی است که این ویژگی، دارورسانی را مستقیماً به ناحیه هدف در سیستم عصبی مرکزی ممکن می‌سازد.

   دکتر سلاطین خاطرنشان کرد: دارورسانی هدفمند: کاهش دوز مصرفی دارو و به حداقل رساندن آسیب به بافت‌های سالم.
    قابلیت ردیابی (Imaging): این نانوحامل‌ها به دلیل حضور نانوذرات مغناطیسی، به‌خوبی توسط تکنیک‌های پیشرفته تصویربرداری مانند تصویربرداری رزونانس مغناطیسی (MRI) در بدن قابل ردیابی هستند که یک مزیت دوگانه تشخیصی-درمانی (Theranostics) فراهم می‌کند.

وی در خصوص جمع‌بندی و چشم‌انداز آینده گفت: انتظار می‌رود این سیستم‌ها نقطه عطفی در ارائه روش‌های نوین برای تشخیص دقیق و درمان هدفمند بیماری‌های پیچیده CNS ایجاد کنند. با این حال، پژوهشگران توصیه می‌کنند مطالعات آتی بر روی تنوع حامل‌های مغناطیسی، معیارهای انتخاب بهینه حامل و ارزیابی سرنوشت متابولیکی (Fate) این نانوذرات در محیط بیولوژیکی متمرکز شوند تا قابلیت اطمینان آن‌ها در محیط بالینی افزایش یابد.

تغییر اندازه فونت:

تغییر فاصله بین کلمات:

تغییر فاصله بین خطوط:

تغییر نوع موس:

تغییر فونت:

تغییر رنگ ها:

رنگ اصلی:

رنگ دوم:

رنگ سوم:

بازنشانی تنظیمات: